دكتر خالقي مطلق. دكتر اكبرزاده

 دكتر خالقي مطلق، دكتر هادي اكبرزاده

 

 

 

 

 گفتگويي با دكتر آيدنلو: دكتر هادي اكبرزاده

                                                   دكتر سجاد آيدنلو

- شاهنامه­پژوهي چه گستره اي را شامل ميشود؟

شاهنامه پژوهی همچنان که از خود این ترکیب نیز برمی آید شامل مجموعۀ تحقیقات مربوط به حماسۀ ملّی ایران و طبعاً سرایندۀ آن فردوسی در همۀ جهات و موضوعات اصلی یا فرعیِ مرتبط با این حوزه است. پیداست که به دلیل قدمت، شهرت و همچنین جایگاه بسیار نمایان فردوسی و شاهنامه در طول هزار و چند سال، این رشته یا دانش تخصصّی گسترۀ بسیار وسیعی را دربرمی گیرد که پرداختن به آن نیازمند یک عمر مطالعه و پژوهشِ صِرف و گرایشی در این زمینه است و صد البتّه که هرگز کسی هم به تنهایی- ولو پس از چند دهه مطالعه و بررسی کامل و تخصّصی- نمی تواند مدّعی اشراف بر تمام زمینه ها و فروع شاهنامه پژوهی باشد و تقریباً همۀ کسانی که به عنوان شاهنامه پژوه/ شناس نامبردارند و وقت خویش را در این کار گذاشته اند در یک یا چند شاخه از حوزه های گوناگون این دانش، سرآمد و متخصّصند(مثلاً متن شناسیِ شاهنامه یا واژه شناسی یا اسطوره شناسی آن) و نه کلیّت شاهنامه شناسی.

- كداميك از حوزه هاي شاهنامه پژوهي موفق تر بوده است؟

مراجعه به منابع ارزشمندی مانند کتاب شناسی فردوسی و شاهنامه (اثر زنده یاد استاد ایرج افشار) و آگاهی نسبی از سیر تحقیقات شاهنامه شناختی نشان می دهد که در غالب حوزه های این فن مقالات و کتابهایی نوشته شده است امّا به لحاظ کمّی و نیز کیفی به نظر بنده موضوع متن شناسی یا به بیانی دیگر تصحیح شاهنامه در مقایسه با زمینه های دیگر پراقبال تر و به تبع، موفق تر بوده است. این موضوع افزون بر سابقۀ قدیمی توجّه بدان- که غیر از کتابتهای مکرّر    دست نویسهای شاهنامه از همان روزگار خود فردوسی، به طور نسبتاً رسمی به سدۀ هشتم هجری و کوشش حمدالله مستوفی برای آماده کردن متنی ویراسته از شاهنامه می رسد- ناشی از ضرورت وجودِ متنی مصحّح و نزدیک به اصلِ سرودۀ فردوسی است تا پژوهشهای دیگر بر اساس آن صورت بگیرد.

- مشخصا حوزه تصحيح را كه پايه و اساس شاهنامه پژوهي به نظر مي­رسد چطور ارزيابي مي كنيد؟

همان گونه که در پاسخ پرسش پیشین عرض شد به اعتقاد بنده این حوزه مورد توجّه ترین و تا امروز به لحاظ علمی، مطلوب ترین شاخۀ دانش شاهنامه شناسی است و از سدۀ هشتم تا کنون کوششهای متعدّد و درخوری در این باره صورت گرفته است. با اینکه پیشگامی علمی در این حوزه در دوران معاصر از آنِ محقّقان اروپایی است و بزرگانی مانند ژول مول با زحمات چهل ساله راه را برای آیندگان هموار کرده اند، خوشبختانه اکنون مرجعیّت و صلاحیّت این حوزه به سان بسیاری دیگر از زمینه های شاهنامه شناسی ویژۀ پژوهشگران ایرانی است و با تأسیس بنیاد شاهنامه و کوششهایی که شادروان استاد مینوی و همکارانشان در آنجا انجام دادند کار تصحیح شاهنامه به صورت روشمند و علمی در ایران آغاز شد و سپس با زحمات توان فرسا و کم نظیر دکتر خالقی مطلق و دو همکار ایشان فنّ متن شناسی شاهنامه به اوج درخشش خود رسید و البتّه که هنوز به مرحلۀ نهایی نرسیده است. در بحث تصحیح شاهنامه واجب است که حتماً از تلاش دوازده ساله و فردیِ آقای مهندس مصطفی جیحونی نیز به نیکی و بزرگی یاد شود که در سال 1379 توانستند برای نخستین بار متن تصحیح شدۀ «کاملِ» شاهنامه را به دست محقّقی ایرانی و در داخل ایران منتشر کنند. کار ایشان با اینکه نسخه بدلهای متن در آن داده نشده به لحاظ خود متن روشمند، دقیق و قابل توجّه است و یقیناً در موارد فراوانی از چاپ مسکو- که آن هم البتّه در زمان خود کوشش شایان ستایشی بود و هنوز هم اعتبار نسبیش محفوظ است- برتر و درست تر است. توضیح و تأکید این نکته از آن روی است که در برخی از تحقیقات معاصران به عمد یا سهواً وجوه اهمیّت تصحیح آقای جیحونی و زحمات ایشان نادیده گرفته شده و در میان تصحیحات معتبر شاهنامه یا جریانها/ مکاتب تصحیح حماسۀ ملّی ایران از این کار ارزشمند نامی نرفته است.  

- نگاهي به نسخه استاد خالقي مطلق داشته باشيد در مقايسه با چند نسخة شاخص ديگر

اگر به دیدۀ انصاف بنگریم تصحیح هشت جلدیِ دکتر جلال خالقی مطلق با همکاری دکتر محمود امیدسالار (در دفتر ششم) و دکتر ابوالفضل خطیبی (دفتر هفتم) به چند دلیل تا امروز برترین و علمی ترین چاپ شاهنامه است. برخی از مهم ترین ویژگی ها و مزایای این تصحیح پر زحمت و بسیار زمان بر (نزدیک پنجاه سال) عبارت است از: استفاده از پانزده دست نویس معتبر شاهنامه در آن پس از ارزیابی و سنجش پنجاه نسخه، شمار بیشترِ نسخِ مبنای این کار در مقایسه با همۀ تصحیحات و ویرایشهای دیگر، اساس قرار دادن کهن ترین نسخۀ فعلاً شناخته شدۀ شاهنامه یعنی فلورانس (614 ه.ق)، بهره مندی از اصول و مبانی علمی تصحیح انتقادی متون (از جمله: گزینش انتقادی ضبطها و پیروی نکردنِ کامل از نگاشته های نسخۀ اساس، به کار گیری قاعدۀ برتریِ ضبط دشوارتر و اِعمال تصحیحهای قیاسی در مواقع لزوم)، استفادۀ درست از ترجمۀ عربی بنداری، بهره مندی منطقی از منابع فرعی و جانبی تصحیح شاهنامه، عرضۀ کامل اختلاف نسخ در زیرنویسها، اشاره به بی نقطه بودنِ حرف یا حروف بعضی کلمات در دست نویسها، دقّت در تشخیص و تفکیک ابیات و داستانهای الحاقی، حرکت گذاری متن و سرانجام داشتن یادداشتهایی مفصّل در چهار بخش جداگانه برای راهنمایی خوانندگان و گره گشایی از دشواریهای متن. البتّه این تصحیح با همۀ محاسنی که عرض شد به سان هر کوشش بشریِ دیگر سهویات و موارد بحث برانگیزی دارد که خود دکتر خالقی مطلق نیز با گشاده نظری علمی بدان اذعان دارند و در همان پیشگفتار دفتر یکم از منتقدان و محقّقان خواسته اند که آنها را مطرح کنند و در این چند سالی نیز که از انتشار جلد نخست این تصحیح می گذرد نقدهایی هم بر آن نوشته شده است. دکتر خالقی مطلق با توجّه به این نقدها و نیز مقابلۀ مجدّد متن با نسخۀ نویافتۀ سن ژوزف بیروت و نکات و مواردی که خود در این سالها بدانها رسیده اند ویرایش دیگری از متن خود آماده کرده اند که ان شاء الله به زودی منتشر خواهد شد و این چاپ تازه نظر نهایی ایشان دربارۀ متن شاهنامه است که می تواند به عنوان چاپ پایه/ مادر مبنای بررسی دقیق صاحب نظران و مقابله با نسخه ها و تصحیحات دیگر قرار بگیرد.

- فراز و فرودهاي شاهنامه پژوهي در طول اين سالها؟

اوج کارهای شاهنامه شناختی همچنان که در سوالات پیشین نیز اشاره شد در زمینۀ متن پژوهی اثر فردوسی بوده است امّا موضوع درخور نقد در سالهای اخیر کمیّت بسیار شرحهای متعدّدی است که از دو داستان رستم و سهراب و رستم و اسفندیار منتشر شده و این به دلیل درسی بودنِ این دو داستان در دورۀ کارشناسی رشتۀ ادبیّات فارسی است. در میان این آثار تا جایی که بنده دیده و بررسی کرده ام صرف نظر از چند نمونۀ معدود و استثنا، غالب کارها متأسّفانه سست و تکراری و به اصطلاح از مقولۀ کتاب سازی است و این شائبۀ نزدیک به یقین را ایجاد می کند که نیّت پدیدآورندگان آنها انتفاع مادّی و شهرت جویی بوده است. در کنار این نکته، به عقیدۀ بنده در حوزۀ بازنویسی منثور داستانهای شاهنامه هم کار به تکرار و افراط – و طبعاً کتاب سازی- کشیده و این نیز از موارد قابل انتقاد کارنامۀ شاهنامه پژوهی در سالیان اخیر است. در همین جا فرصت را مغتنم می شمرم و به مسألۀ افسوس برانگیز دیگری دربارۀ تحقیقات ادبی و از جمله شاهنامه پژوهی اشاره می کنم و آن افزونی گرفتن شمارِ مقالات دو یا چند اسمه (بعضاً سه و حتی چهار نام) در مجلّات علمی- پژوهشی در سالیان اخیر است که در آنها یک نام از آنِ دانشجوی کارشناسی ارشد یا دکتریِ ادبیّات و اسم یا اسامی دیگر ویژۀ اعضای هیأت علمی دانشگاههاست. متأسّفانه در غالب این گونه مقالات کار اصلی تحقیق و تحریر بر عهدۀ دانشجویان است و بسیاری از استادان- صرف نظر از استثناهای معدودی که همواره وجود دارند- عملاً هیچ کاری در راهنمایی و حکّ و اصلاح مقالات انجام نمی دهند و فقط از امتیازهای گوناگون چاپ آنها بهره می گیرند. در حوزۀ شاهنامه پژوهی همچون دیگر زمینه های مطالعات ادبی از این قِبَل مقاله های ضعیف و ناروشمندی منتشر شده که تنها بر کمیّت کتاب شناسی فردوسی افزوده و چندین برابرِ آن از کیفیّت کارها کاسته است. نکتۀ شگفت انگیز و حتّی به نظر بنده شرم آور این است که نام برخی از استادان گرامی در کنار اسم دانشجویان در مقالاتی با حوزه های تخصّصی متعدّد و متفاوت می آید گویی که آن استاد/ استادان محترم متخصّص جامع الاطراف ادب فارسی از فردوسی تا ادب معاصر است/ هستند!

- حوزه شاهنامه­پژوهي در خارج از كشور چگونه است؟

همان گونه که می دانیم فضل تقدّم و تقدّم فضلِ شاهنامه پژوهی به معنای علمی و اصطلاحی آن در دوران معاصر از آنِ محقّقان اروپایی است و در این زمینه در دهه های پیشین کارهای بسیار ارزشمند، مرجع و ماندگاری نیز تألیف شده است که از نمونه های نمایان آن می توان به فرهنگ بسامدی فریتس ولفِ آلمانی، کتاب حماسۀ ملّی ایرانِ تئودور نولدکه، کتاب کورت هاینریش هانزن (شاهنامۀ فردوسی، ساختار و قالب)، مقدّمۀ ژول مول بر تصحیح خویش و ... اشاره کرد. در حوزۀ واژه پژوهی و اسطوره شناسی شاهنامه نیزکتابها و مقالات عالمانه و دقیقی از سوی ایران شناسانی نظیر کریستن سن، دارمستتر، مارکوارت، دومزیل، ویکندر، هنینگ و دیگران نوشته شده که برخی از آنها هنوز هم از تحقیقات معتبر شاهنامه شناختی است امّا در یکی دو دهۀ اخیر در خارج از کشور و به دست محقّقان غیرایرانی آثار توجّه برانگیزی که قابل مقایسه با پژوهشهای گذشتگان یا حدّاقل یادآور روش، دقّت و همّت آنها باشد پدید نیامده و برعکس گاهی کار به اظهار نظرهای غیرعلمی نیز کشیده شده است. در عوض برخی از دانشمندان ایرانیِ ساکن خارج از کشور با کوششهای علمی خویش هم بر رونق شاهنامه شناسی در بیرون از مرزهای جغرافیایی ایران افزوده اند و هم به شایستگی مرجعیّت علمیِ این حوزۀ تخصّصی را در سطح بین المللی ویژۀ خود کرده اند. محقّقانی چون دکتر یارشاطر، دکتر جلال متینی، دکتر جلال خالقی مطلق، دکتر جلیل دوستخواه و دکتر محمود امیدسالار. دربارۀ تحقیقات غیرایرانیان باید به این نقص علمی هم اشاره کرد که در بیشتر کتابهایی که آنها دربارۀ نوع ادبی حماسه و موضوعات مرتبط با آن نوشته اند و برخی از این آثار بسیار دقیق و سودمند است، به شاهنامۀ فردوسی توجّه سزاواری- و گاهی هیچ عنایتی- نداشته اند و تحلیل و شواهد خویش را بر پایۀ متون حماسیِ دیگر نوشته اند حال آنکه در بسیاری از موضوعاتِ مورد بحث، شاهنامه و ادب حماسی ایران منبع سرشاری برای ذکر نمونه و تحلیل و نتیجه گیری است.

 - در حوزة متن­شناسي شاهنامه چه تقسيم­بندي مي­توان قائل شد تا از پژوهش­هاي تكراري جلوگيري شود؟

نظر بنده این است که با اتمام کار تصحیح و انتشار چاپ دکتر خالقی مطلق و دو همکار ایشان- خصوصاً پس از چاپ تصحیح بازنگری شدۀ ایشان که اشاره شد- موضوع تصحیح شاهنامه پایان یافته است بدین معنی که دیگر پس از این کوشش بزرگ و نستوهانه نباید شخص یا اشخاص دیگری ولو با در اختیار داشتن نسخه هایی غیر از آنچه مورد استفاده و بررسی دکتر خالقی مطلق و همکارانشان بوده است، بار دیگر به تصحیح شاهنامه بپردازند زیرا نتیجۀ چنین کاری که البتّه نیازمند صرف زمان و هزینۀ بسیار نیز هست نهایتاً چند صد اختلاف اساسی یا جزئی با تصحیح دکتر خالقی مطلق خواهد بود و دانسته هم نیست که چند مورد/ درصد از آن تفاوتهای احتمالی نیز بر ضبطِ گزیدۀ چاپ دکتر خالقی برتری خواهد داشت. بر همین اساس به جای دو/ چند باره کاریِ پر زحمت، وقت گیر و هزینه بر لازم است محقّقان و منتقدان تصحیح نهایی دکتر خالقی مطلق و نسخه بدلهای پرشمار این کار را با دست نویسهای دیگر و نیز تصحیحات معتبر شاهنامه به ویژه چاپ آقای جیحونی دقیقاً و با بی طرفی مقایسه و نتیجۀ بررسی های خویش را در قالب مقاله/ سلسله مقالاتی منتشر کنند. در این صورت و بعد از نقد باریک بینانۀ متن دکتر خالقی مطلق می توان از مجموع این پیشنهادها و انتقادهای علمی بر پایۀ تصحیح دکتر خالقی مطلق، متنِ منقّح دیگری عرضه کرد که تقریباً می تواند صورتِ نزدیک به اصل و فعلاً نهاییِ شاهنامه به شمار آید.

- چه حوزه­هاي محتوايي و شكلي از شاهنامه پژوهي پنهان مانده است؟

با وجود حدوداً شش هزار کتاب و مقاله و چند صد رساله و پایان نامه ای که دربارۀ فردوسی و شاهنامه نوشته و چاپ شده است، یا در بعضی از زمینه های مهمّ این حوزه کارهای درخشانی صورت نگرفته و یا اینکه آثار پدید آمده بر اساس متنهای غیرعلمی یا نسبتاً علمی شاهنامه بوده است و لازم است که دوباره این گونه تحقیقات بر مبنای تصحیح تازۀ دکتر خالقی مطلق و با روشمندی و اسلوب علمیِ دقیقتری صورت بگیرد. برای نمونه به رغم کوششهای ارزشمندی که دربارۀ تألیف فرهنگ شاهنامه انجام گرفته است هنوز جای یک فرهنگ جامع و دقیقِ لغات و ترکیبات شاهنامه خالی است، یا در زمینۀ سبک شناسی شاهنامه ما هنوز اثر مستقل و مفصّلی نداریم و در زمینۀ برخی مقولاتِ مرتبطِ با سبک حماسۀ ملّی ایران مانند بررسی علم معانی در آن باز تقریباً هیچ پژوهش جداگانه ای منتشر نشده است. تحلیل داستانها و کسان شاهنامه از دیدگاههای گوناگون و بر اساس نطریّات مختلف ادبی- البتّه تا جایی که متن کهن و سنّتی شاهنامه برمی تابد- و بررسی ابعاد بسیار گستردۀ تأثیر شاهنامه در وجوه متنوّع تاریخ، فرهنگ و ادب ایران هم از دربایستهای شاهنامه شناسی است. تدوین دانشنامۀ فردوسی و شاهنامه و کتاب شناسی و مقاله شناسی تحلیلی- انتقادیِ فردوسی نیز از کارهای واجب و بسیار مهمّی است که گویا در حال انجام گرفتن است و باید منتظر انتشار آنها بود.

- ترجمه تا كجا در حيطة شاهنامه­پژوهي مطرح است و جايگاه دارد؟

بی تردید یکی از زمینه های مهمّ هر گونه پژوهش ادبی ترجمۀ آثار (کتابها و مقالات) علمی و ارزشمند از زبانهای دیگر به زبان فارسی است و این اصل دربارۀ شاهنامه پژوهی نیز صادق است امّا کارنامۀ فردوسی شناسی در این زمینه چندان پر برگ و بار نیست و با نهایت افسوس بسیاری از کتابها و مقالات مهمّ این حوزه مخوصوصاً به زبانهای انگلیسی، آلمانی و فرانسه هنوز به فارسی ترجمه نشده و یا ترجمه های سستی از آنها عرضه شده است. برای تأیید این مدّعا و نشان دادن تأخیر طولانی در توجّه به آثار غیر فارسی باید گفت که کتاب معروف آنتونی پاتر دربارۀ روایاتِ مبتنی بر     بن مایۀ نبرد پدر و پسر در ادبیّات جهان پس از گذشت نزدیک به صد سال از تألیف آن به فارسی ترجمه شد و یا کتاب سودمند شادروان دکتر شاپورشهبازی که با نام فردوسی در سال 1991 میلادی به انگلیسی منتشر شده بود در سال 1390 به فارسی ترجمه و چاپ شد. پیشنهاد موکّد نگارنده به محقّقان علاقه مند به شاهنامه پژوهی این است که به شرط آشنایی کافی با یکی از زبانهای انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، روسی و ... و نیز اصول دقیق ترجمه، وقت خویش را صرف ترجمه و چاپ مقالات و کتابهای معتبر این حوزه کنند که یقیناً فایدۀ علمی آن بسیار بسیار بیشتر از نگارش و انتشار مقاله های تکراری و انشاگونه است. برای آشنایی با نام و مشخصّات بعضی از این گونه آثار می توان به بخش مربوط در کتاب شناسی فردوسی و شاهنامه اثر شادروان استاد ایرج افشار مراجعه کرد.

- پايان­نامه­ها ي دانشجويي را در اين حوزه چقدر موفق مي­دانيد؟

مطابق با پژوهشی که نتیجۀ آن به صورت مقاله ای در مجموعه مقالات هزارمین سال سرایش شاهنامه (تهران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن1390) منتشر شده از هنگام نگارش و دفاعِ نخستین رسالۀ مربوط به شاهنامه در تاریخ تحصیلات تکمیلی دانشگاه های ایران- که در سال 1328 و در مقطع دکتریِ رشتۀ جغرافیا و برنامه ریزیِ شهریِ دانشگاه تهران بوده است- تا سال 1389 در دانشگاههای سراسری 314 رساله و پایان نامه دربارۀ فردوسی و شاهنامه نوشته و دفاع شده است. در طول این سالیان طبعاً پایان نامه های علمی و برجسته ای نیز نوشته شده که بعضی از آنها بعدها در قالب کتاب منتشر گردیده و جزو کارهای معتبر شاهنامه شناختی نیز در شمار است امّا در سالهای اخیر با گسترش کمّی تحصیلات تکمیلی و افزوده شدن بر شمار دانشجویان کارشناسی ارشد و حتّی دکتری ادبیّات فارسی در دانشگاههای کوچک و بزرگ، به تبع رساله های سست، تکراری، غیرعلمی و توصیفی نیز دربارۀ شاهنامه و فردوسی تألیف و دفاع شده است که مایۀ دریغ و افسوس است. البـتّه بنده همیشه از داوری کلّی و قطعی پرهیز دارم و در این بحث نباید ضعف غالب پایان نامه های دانشجویی را به همۀ موارد تعمیم داد زیرا در همین سالهای مورد بحث      رساله های دقیق و علمی- هرچند اندک شمار- به ویژه در دانشگاه فردوسی مشهد در حوزۀ شاهنامه پژوهی نوشته شده که از موضوع و روند کار برخی از آنها بنده به شخصه آگاه بوده ام و می دانم که دانشجویان به واقع زحمت بسیاری کشیده و کارهای مطلوبی عرضه و به شایستگی دفاع کرده اند که ان شاء الله اگر به هیأت کتاب منتشر شود حتماً جزو آثار سودمند شاهنامه شناختی خواهد بود.

پيش­نيازهاي شاهنامه­پژوهي؟

شاهنامه یکی از آثار ادبیّات فارسی است از این روی تردیدی نیست که آشنایی با دانشهای ادبی و متون مهم و تأثیرگذار ادب فارسی از آغاز تا امروز از ضرورتهای تحقیق در شاهنامه است در این بین بدیهی است که مطالعه و بررسی دقیق آثار نظم و نثر پیش از شاهنامه و متون هم عصر و هم سبک با آن به اصطلاح واجب عینی است. در کنار این، آگاهی از اشاراتِ حماسی و اساطیریِ متون اوستایی، پهلوی، مانوی، سغدی و به طور کلّی منابع ایران پیش از اسلام نیز از نیازهای ورود به این حوزه است. مراجعه به منابع تاریخیِ فارسی، عربی، ارمنی و یونانی که بخشی از آنها دربارۀ سلسله های ایران پیش از اسلام است یا اشاراتی به نامها و رویدادهای داستانی ایران داشته اند در یافتن نکات نو در شاهنامه شناسی مفید و موثّر است. مطالعه و بررسی کامل و دقیق منظومه های پهلوانی، دینی و تاریخی پس از شاهنامه و همچنین طومارها و روایات نقّالی و نیز داستانهای شفاهی- مردمیِ مربوط به شاهنامه هم از دربایستهای تحقیق در شاهنامه است که متأسفانه در میان بسیاری از محقّقان این حوزه- حتّی بعضی از متخصّصان فن- مغفول مانده است. برای درک معنای برخی لغات و ترکیبات شاهنامه آشنایی با زبانهای ایرانی باستان و میانه یا مراجعه به فرهنگها و منابع معتبر مربوط به این زبانها نیز لازم است. اشراف نسبی بر همۀ کتابها و مقالات منتشر شده در این حوزه و صد البتّه مطالعۀ آنها نیز از ضروریّات کار تخصّصی دربارۀ فردوسی و شاهنامه است.

به نظر شما شاخص­ترين پژوهش­ها  در اين حوزه تا جايي كه در خاطر دارید کدامند؟

در میان کارهای محقّقان غیرایرانی مقدّمۀ ژول مول بر شاهنامۀ مصحّح خویش، کتاب حماسۀ ملّی ایرانِ نولدکه، آثار کریستن سن، فرهنگ شاهنامۀ ولف، کتاب هانزن- که در بالا هم از آن یاد شد- کتابهای کویاجی و مقالات شیرانی البتّه با توجّه به زمان نگارش و چاپ آنها از آثار نامدار و نمایان است. دربارۀ تحقیقات پژوهشگران ایرانی نیز باید عرض کنم که بنده در مقدّمۀ کتاب دفتر خسروان (تهران، سخن1390) بخش «کارنامۀ شاهنامه پژوهی» فهرست مهم ترین کتابهای چاپ شده در حوزۀ فردوسی شناسی را در حدود دیده ها و خوانده های مختصر خویش آورده ام که        علاقه مندان می توانند به آنجا مراجعه فرمایند در اینجا فقط برای اطّلاع اجمالی خوانندگان گرامی به نام چند تن از شاهنامه پژوهان و فردوسی شناسان برجسته اشاره می کنم که آثار آنها اعمّ از کتاب و مقاله جزو تحقیقات ماندگار این حوزه است و خواندن آنها برای یکایک علاقه مندان رسمی و محقّقان فردوسی و شاهنامه کاملاً واجب و ضروری است. دانشمندان گرامی: شادروان استاد تقی زاده، مرحوم استاد مینوی، زنده یاد استاد محیط طباطبایی، مرحوم استاد ملک الشعرا بهار، روان شاد استاد ایرج افشار، مرحوم دکتر صفا، مرحوم دکتر ریاحی، مرحوم دکتر شاپورشهبازی، مرحوم دکتر مهرداد بهار، شادروان استاد شاهرخ مسکوب، مرحوم دکتر تفضّلی، دکتر خالقی مطلق، دکتر سرکاراتی، دکتر شفیعی کدکنی، دکتر دوستخواه، دکتر امیدسالار، دکتر ابوالفضل خطیبی، دکتر متینی، دکتر یاحقّی، دکتر رستگار فسایی، مرحوم استاد محمّد مختاری، استاد مهدی قریب، دکتر اسلامی ندوشن، دکتر کتایون مزداپور، دکتر سعید حمیدیان،دکتر دبیرسیاقی، استاد مهدی سیّدی، استاد بهمن حمیدی، دکتر علی رواقی و دکتر اکبر نحوی.

- نگاه­هاي نوين در عرصة زبان­شناسي چقدر در حوزة شاهنامه راه يافته است  با توجه به اینکه به نظر می­رسد بیشتر نگاه­ها در این حوزه شاکلة سنتی دارد. اگر هم این دیدگاه درست نیست اصلاح بفرمایید.

 شاهنامه متنی است سنّتی بر همین اساس اصولاً باید آن را از دیدگاه زبان شناسی تاریخی بررسی کرد. از مکاتب زبان شناسی جدید نیز به نظر بنده می توان نظریّات دستوریِ متعدّد را با شواهدی از کاربردهای شاهنامه همراه و تحلیل کرد. اگر مراد شما از این پرسش چگونگی انطباق و بررسی نظریّات تازۀ نقد ادبی با شاهنامه باشد عقیده بنده این است که نباید در این باره به افراط گرایید و چنان که در برخی مقالات دیده می شود کوشید تا داستانهای شاهنامه را بر پایۀ همۀ مکاتب، جریانها و نظریّات ادبی معاصر تحلیل کرد زیرا در صورت اصرار بیش از اندازه بر این موضوع، به جای تحلیل کار به تحمیل نظریّه/ نظریّات بر متن سنّتی حماسۀ ملّی ایران می کشد.

کارنامة شاهنامه­پژوهی را در مقایسه با حافظ­پژوهی و مولوی­ پژوهی چگونه ارزیابی می­نمایید؟ 

کارنامۀ شاهنامه پژوهی نیز به سان تحقیقات دربارۀ آن دو بزرگ دیگر خوشبختانه پر برگ و بار است و در این میان – اگر طبق نظر شادروان استاد فروغی ارکان چهارگانۀ زبان و ادب فارسی را فردوسی و سعدی و مولوی و حافظ بدانیم- کمّ و کیف مباحث سعدی شناختی در مقایسه با آن سه شاعر دیگر پایین تر است.  

- و...

در صورت امكان ذكر آمار در پاسخ به پرسش­ها مفيد خواهد بود.